اگر مجبوریداوقات شیرین زندگی را در خانه بگذرانید.وبه اینترنت هم مثل الان دسترسی دارید روی ادامه مطلب کلیک کنید .
یادتان نرود مارا هم راهنمایی کنید.کوچیک شما م.خ
برچسبها: سلام بر شهدای نعیم اباد بویژه شهید عاشورایی احمد خ
ادامه مطلب
مکان های تاریخی استان یزد
آتشکده زرتشتيان
يکی از اماکن مربوط به زرتشتيان آتشکده آنها است. اين بنا در خيابان آيت الله .....
آتشکده زرتشتيان
يکی از اماکن مربوط به زرتشتيان آتشکده آنها است. اين بنا در خيابان آيت الله کاشانی واقع گرديده و شامل ساختمان مشجری است که در قرن اخير ساخته شده است. در اين محل آتش مقدس که برای زرتشتيان مقدس می باشد و دارای قدمتی چند ساله بوده و بايد هميشه روشن نگهداشته شود نگهداری و از آن مراقبت می شود. شايان ذکر است که قدمت آتش آتشکده به هزار وپانصد سال می رسد. ساختمان اصلی در و سط حياط و بر بلندی قرار دارد و آنرا درختانی هميشه سبز احاطه کرده اند. حوضی مدور و بزرگ در محور ورودی بنا به آن زيبايی خاصی بخشيده است. آتش در محفظه ای بلندتر از سطح زمين در اتاقی نسبتا وسيع و دور از تابش خورشيد قرار گرفته و اتاقهايی برای مراسم نيايش پيرامون آن طراحی شده است.
باغ دولت آباد
باغ دولت آباد يکی از باغهای معروف ايرانی است که در زمان محمد تقی خان (دوره زنديه) طراحی و ساخته شده است. اين باغ از قناتی به همين نام مشروب می شود و جريان آب در باغ استخوان بندی طراحی آنرا تشکيل می دهد.
عناصر متشکله مجموعه چنين است:
عمارت سر در جنوبی، شترخان و اصطبل ها، عمارت حرمسرا و عمارت هشتی و بادگير، آشپزخانه، عمارت بهشت آيين، عمارت تالار آيينه سر در اصلی وآب انبار دو دهانه، جالبترين بنای مجموعه را عمارت هشتی و بادگير تشکيل می دهد که تلفيق جريان آب و هوا به زيباترين شکل صورت گرفته است. بادگير باغ دولت آباد با 33 متر بلندی از سطح زمين شاهکار مهندسی و نشانه نبوغ معماران يزدی است.
دخمه زرتشتيان
دخمه در فرهنگ فارسی به معنای گورخانه گيرا می باشد. دخمه در انتهای جنوبی شهر يزد در حوالی منطقه صفائيه در بالای تپه ای نسبتا مرتفع وجود دارد که يکی از قديمی ترين بنام هانچکی هاتريا (زرتشتی هندی الاصل) و ديگری که جديدتر است بنام گلستان معروف است دروسط اين دو دخمه چاله ای سنگی وجود دارد که زرتشتيان مردگان خود را در آن می انداختند . اين اثر مربوط به دوره قاجار می باشد. دخمه گلستان دارای قطر 25 متر و ارتفاع ديوار از سطح تپه 6 متر است و دخمه ها نجکی دارای قطر 15 متر می باشند.
حمام خان
حمام خان به گرمخانه نور نيز شهرت دارد. سابقه احداث حمام به سال 1212 هجری قمری برميگردد و در تاريخ 1242 هجری قمری مورد تجديد بنا و تزئينات قرار گرفت. تزئينات حمام خان بسيار ساده بوده است بطوريکه مهمترين تزئين آن نقاشيهای بخش شاه نشين می باشد. مساحت حمام1170 مترمربع و زير بنای آن 900 متر مربع می باشد.
خانه لاريها
اين خانه در سال 1286 قمری ساخته شده مالک آن حاج محمد ابراهيم لاری بوده است. سابقا بعنوان خانقاه نعمت اللهی از آن استفاده می شد. مساحت آن حدود 1700متر وزير بنائی معادل 1200متر مربع را داراست. درها، پنجره ها ، ارسی ها و اتاقهای آئينه کاری و نقاشی شده آن يکی از نمونه های زيبا و عالی خانه های اعيانی قرن سيزدهم است.
خانه ملک التجار
خانه ملک التجار اين خانه نمونه در حدود يکصد و بيست سال قبل در يکی از بازارهای مهم شهر ساخته شده و متعلق به ملک التجار است. مدخل خانه به اسلوب روزگار خود دارای کوچه ای دراز و باريک و با ديوارهای بسيار بلند است. تزئينات داخلی اتاقهای آن دست کمی از خانه های قديمی ديگر ندارد. نقاشی اتاقهای اين خانه کار يک نقاش شيرازی است که از حيث اسلوب کاملا با نقاشيهای عمارت نارنجستان شيراز همسان است. اين خانه در حال حاضر تبديل به مهمانسرای سنتی شده است.
آب انبار شش باد گيری
برای شهرهای کويری همچون يزد ارزش آب بيش از هر جای ديگر احساس می شود. در اين شهر بيش از 75 آب انبار وجود دارد. اين آب انبار دارای شش بادگير می باشد و 180سال پيش در دوره قاجاره ساخته شده است. از ويژگيهای مهم اين اثر تاريخی دو دهانه بودن اين آب انبار است که دارای تزئينات مقرنس کاری می باشد و دارای 55 پله ورودی در قسمت جنوبی است که بين پله 25 و 26 از بالا يک هشتی با سنگ فرش آجری قرار دارد.
مدرسه ضيائيه
اين ساختمان مشهور به زندان اسکندر می باشد و متعلق به قرن 631 هجری قمری است وبانی آن شرف الدين علی رضی است اين مدرسه در محله نهادان و درمجاورت بقعه دوازده امام قرار دارد.
مجموعه امير چخماق
امير جلال الدين چخماق از سرداران و امرا شاهرخ تيموری و حاکم يزد با همکاری همسر خود فاطمه خاتون در جهت آبادانی يزد مجموعه ای شامل تکيه، ميدان، حمام، کاروانسراها، خانقاه، قنادخانه، چاه، آب سرد . از همه مهمتر مسجد امير چخماق را بنيان نهادند. سنگ نصب شده در کرباس مسجد به طرف ميدان و نثر وقفنامه بر آن به خط نسخ، شبکه های ظريف از کاشی های معرق دور خارجی گنبد محراب صفه اصلی با طاقنمای مقرتس کاری و اين مسجد را از نظر مرتبه زيبايی بعد از مسجد جامع قرار داده است. اين بنا مسجد جامع نو نيز ناميده شده است. اين مجموعه در قرن هشتم هجری قمری بنا نهاده شده است
مسجد جامع کبير
اين مسجد يکی از باارزشترين ميراث تاريخی هنری و گنجينه ای معماری اسلامی است. بانی ساختمان اصلی مسجد را علاء الدوله گرشاسب آل بويه – قرن ششم هجری – می دانند ولی مسجد کنونی مربوط به آل مظفر و تيموريان قرن هشتم و نهم هجری است. از امتيازات هنری و معماری اين مسجد می توان قدرت و استواری کاشيکاريهای نفيس و جالب، سر در بلند، دو کتيبه نفيس يکی به خط کوفی و ديگری به خط ثلث بر روی کاشی لاجوردی معرق در کنار سر در باشکوه، دو مناره زيبا و تزئينات کاشی کاری شده ديوارهای داخلی شبستان و زير گنبد و خارج گنبد را نام برد. ارتفاع مناره های آن حدود 48 متر و ارتفاع سر در آن در حدود 24 متر می باشد
مسجد ريگ
اين مسجد که کاروانسرای مخروبه بوده است، توسط امير معين الدين اشرف بنا گرديد. منار گلی مزين به کاشی با خطوط و نقوش مهندسی، قفسه ای چوبی در بالای منار کتيبه خط ثلث بر کاشی معرق در سه طرف در، در کنده کاری دو لنگه ای کاشی های شش ضلعی فيروزه ای و آبی با حاشيه های سياه سفيد مرسوم قرن نهم هجری در بدنه محراب و طاقنمای محراب با گچکاری مقرنس از برجستگيهای مهم اين مسجد به شمار می رود
امامزاده جعفر
امامزاده جعفر از نوادگان امام صادق (ع) و مهمترين زيارتگاه مورد احترام مردم يزد، در محله قديمی مصلی عتيق واقع شده است. وی در زمان خلافت متوکل عباسی از مدينه به يزد مهاجرت کرد و به شاگردی در دکان آهنگری پرداخت. وی در سال 423 ه. ق. در گذشت و در محل فعلی دفن شد
مسجد ملا اسماعيل
اين مسجد بزرگ در جنوب ميدان خان قرار گرفته است و اثر همت والای آخوند ملا اسماعيل عقدائی در سال 1222 می باشد. اين مسجد مشتمل است به ايوان وسيع با دهنه 75/15 متر و شبستان با 32 ستون و گنبد های بسی عالی، نقش و نمای آجری درگاهها و گاهی تلفيق شده به کاشی و سنگ مکتوب در طرف چپ بالای سر در بزرگ ورودی با مطالبی با خط نستعليق و سنگ لوحه های مختلف.
مسجد شاه طهماسب
اين مسجد در ميدان بعثت واقع بوده است. بانی بنای قديمی آن بيگم دختر شاه طهماسب صفوی است که به همسری نور الدين مير ميران از خاندان شاه نعمت الله در آمد، از بنای قديم آن چيزی باقی نمانده مگر دو سنگ مرمر يکی در محراب و ديگری بر ستون ميدان
مسجد فرط
مسجد کوچکی واقع در محله دار الشفا که گفته شده بعد از خروج ابو مسلم در خراسان و تسلط او بر يزد آنرا ساخت و امام رضا (ع) هنگام سفر از مدينه به خراسان در اين مسجد عبادت نموده است. بر اساس سنگ محراب آن زمان احداث آنها را هشتصد تا نهصد سال قبل تخمين می زنند
مسجد چهل محراب
اين بنا در قرن هفتم هجری توسط خواجه شمس الدين محمد بنا شده است. علت شهرت آن به چهل محراب آن است که در آن چهل محراب کاشی تعبيه شده بود. در حال حاضر فقط شش قطعه از کاشی باقی مانده است
بقعه سيد شمس الدين
اين در سال 767 هجری قمری بنا شده است. اين بنا دارای ايوان بلند، نقاشی و ترئينات گچ بری می باشد. ايوان بلند آن دارای کاشيکاری معرق و رنگارنگ است. در وسط سقف ايوان بلند ترنجی بزرگ و در گوشه های سقف گل و بوته های زيبايی نقش داده شده است. در داخل ايوان سنگ قبر مرمری، مربوط به بهاءالدين فراش موجود است که تاريخ 850 را نشان می دهد
بقعه سيد رکن الدين
اين بنا در سال 725 هجری قمری بنا نهاده شده است و محل دفن سيد رکن الدين محمد قاضی می باشد. اين بنا دارای گنبد، گچ بريهای خطوط اسليمی داخل ايوان بلند و مقرنسهای چهار گوشه بنا و مخراب بلند می باشد. در داخل بقعه آثار تزئينات آجرکاری و خطوط کوفی و نستعليق بر ديوارها و حتی در قسمت سقف که با آب رنگ نقاشی شده است به چشم می خورد
مسجد جامع فهرج
اين مسجد که در 30 کيلومتری شرق يزد قرار گرفته، از خشت و گل ساخته شده است. تاريخ بنای آن به صدر اسلام باز می گردد. اين مسجد در تاريخ معماری اسلامی – ايرانی از اهميت ويژه ای برخوردار است. ستونهای قطور و پوشش تاق آن از نوع پيز گهواره ای است و مناره مسجد که از گل ساخته شده است به دوره های بعدی مربوط می باشد.
بقعه دوازده امام
اين بقعه مشتمل بر دوازده گنبد منفرد در سال 429 هجری به دستور ابوسعيد و ابو يعقوب از امرای علاءالدوله فرامرز ساخته شد. در اين بقعه کتيبه ای به خط کوفی بالای سر در گاه نمای که در حاشيه ای از نقوش گل و بوته قرار دارد و سنگ قبر فخر الدين اسفنجردی از مشايخ بزرگ قرن هشتم به اندازه 92×60 که در محراب نصب شده است توجه بينندگان را به خود جلب می کند.
بقعه شيخ احمد فهادان
اين بقعه مدفون شيخ احمد و برادرش از اهالی اسفنجرد است. اين دو از عرفای زمان خويش بودند که به يزد آمدند و در محله فهادان سکنی گزيدند. از بنای اصلی آن تنها گنبدی با بادگيرهای کاشی کاری مربع شکل و محراب کاشی کاری شده معرق باقی مانده است.
برچسبها: بی باکترین درختان در کویر میروید, بیاد شهید هیات نعیم اباد احمد خیراندیش
ادامه مطلب
داستان داستان داستان
كدوم داستان داستان زندگي پس از زندگي و يا قبل از زندگي و ما در كدام بخش از اين زندگي هستيم .
زندگي مردگي بودن نبودن وايا تا كي خواهيم بود
ادامه مطلب
اغلب یزد را با نام
امیر چخماق میشناسند:
با غارهای یزد اشنا شوید:
مجموعه امير چخماق
امير جلال الدين چخماق از سرداران و امرا شاهرخ تيموری و حاکم يزد با همکاری همسر خود فاطمه خاتون در جهت آبادانی يزد مجموعه ای شامل تکيه، ميدان، حمام، کاروانسراها، خانقاه، قنادخانه، چاه، آب سرد . از همه مهمتر مسجد امير چخماق را بنيان نهادند. سنگ نصب شده در کرباس مسجد به طرف ميدان و نثر وقفنامه بر آن به خط نسخ، شبکه های ظريف از کاشی های معرق دور خارجی گنبد محراب صفه اصلی با طاقنمای مقرتس کاری و اين مسجد را از نظر مرتبه زيبايی بعد از مسجد جامع قرار داده است. اين بنا مسجد جامع نو نيز ناميده شده است. اين مجموعه در قرن هشتم هجری قمری بنا نهاده شده است.
مسجد جامع
کبيراين مسجد يکی از باارزشترين ميراث تاريخی هنری و گنجينه ای معماری اسلامی است. بانی ساختمان اصلی مسجد را علاء الدوله گرشاسب آل بويه – قرن ششم هجری – می دانند ولی مسجد کنونی مربوط به آل مظفر و تيموريان قرن هشتم و نهم هجری است. از امتيازات هنری و معماری اين مسجد می توان قدرت و استواری کاشيکاريهای نفيس و جالب، سر در بلند، دو کتيبه نفيس يکی به خط کوفی و ديگری به خط ثلث بر روی کاشی لاجوردی معرق در کنار سر در باشکوه، دو مناره زيبا و تزئينات کاشی کاری شده ديوارهای داخلی شبستان و زير گنبد و خارج گنبد را نام برد. ارتفاع مناره های آن حدود 48 متر و ارتفاع سر در آن در حدود 24 متر می باشد
اين مسجد که کاروانسرای
مخروبه بوده است، توسط امير معين الدين اشرف بنا گرديد. منار گلی مزين به کاشی با خطوط و نقوش مهندسی، قفسه ای چوبی در بالای منار کتيبه خط ثلث بر کاشی معرق در سه طرف در، در کنده کاری دو لنگه ای کاشی های شش ضلعی فيروزه ای و آبی با حاشيه های سياه سفيد مرسوم قرن نهم هجری در بدنه محراب و طاقنمای محراب با گچکاری مقرنس از برجستگيهای مهم اين مسجد به شمار می رودامامزاده جعفر
امامزاده جعفر از نوادگان
امام صادق (ع) و مهمترين زيارتگاه مورد احترام مردم يزد، در محله قديمی مصلی عتيق واقع شده است. وی در زمان خلافت متوکل عباسی از مدينه به يزد مهاجرت کرد و به شاگردی در دکان آهنگری پرداخت. وی در سال 423 ه. ق. در گذشت و در محل فعلی دفن شد.مسجد ملا
اسماعيلاين مسجد بزرگ در جنوب
ميدان خان قرار گرفته است و اثر همت والای آخوند ملا اسماعيل عقدائی در سال 1222 می باشد. اين مسجد مشتمل است به ايوان وسيع با دهنه 75/15 متر و شبستان با 32 ستون و گنبد های بسی عالی، نقش و نمای آجری درگاهها و گاهی تلفيق شده به کاشی و سنگ مکتوب در طرف چپ بالای سر در بزرگ ورودی با مطالبی با خط نستعليق و سنگ لوحه های مختلف.مسجد شاه
طهماسباين مسجد در ميدان بعثت
واقع بوده است. بانی بنای قديمی آن بيگم دختر شاه طهماسب صفوی است که به همسری نور الدين مير ميران از خاندان شاه نعمت الله در آمد، از بنای قديم آن چيزی باقی نمانده مگر دو سنگ مرمر يکی در محراب و ديگری بر ستون ميدانمسجد
فرطمسجد کوچکی واقع در محله
دار الشفا که گفته شده بعد از خروج ابو مسلم در خراسان و تسلط او بر يزد آنرا ساخت و امام رضا (ع) هنگام سفر از مدينه به خراسان در اين مسجد عبادت نموده است. بر اساس سنگ محراب آن زمان احداث آنها را هشتصد تا نهصد سال قبل تخمين می زنند.
|
غار شکفت یزداناین غار باستانی در نزدیکی عقدا قرار دارد و از غارهای مقدس زرتشتیان است. هر سال تعدادی از زرتشتیان کشور هند به این محل می آیند و شبی را در این غار به سر می برند. راه ورودی غار صعب و دشوار است، اما در داخل غار محوطه وسیعی است که گنجایش هزاران نفر را دارد. چندین حوض کوچک و بزرگ و آثاری از ساختمان در آن دیده می شود. در غار خاکستر زیادی به چشم می خورد و نشان دهنده آن است که سال های متمادی آتش مقدس را در این غار محافظت می کردند. غار زمرد (چرخ الماس تفت)در باره این غار چنین می گویند: هنگامی که "شداد" برای ساختن بهشت خود از تمام طلا و جواهرات روی زمین استفاده کرد، برای بدست آوردن طلا به غار زمرد آمد. " خانیکف" بازدید دوازده ساعته یک گروه از درون این غار را شرح می دهد و می نویسد: "نمونه سنگ های غار نشان دهنده رگه های نقره و سنگ فیروزه است." مردم در مورد این غار افسانه های بسیار نقل می کنند.علاوه بر این غارها که جنبه تاریخی دارند، غارهای جالب و دیدنی بسیاری در این استان وجود دارد. این غارها عبارتند از:غارچک وعلا (ابرکوه)، غار ابر کوه (ابرکوه)، غار ماهانه (هامانه خرانق)، غار اسلامیه فراشاه (اسلامیه)، غار با معصوم (اسلامیه)، غار نباتی (ندوشن)، غار چهار طاقی (یزد) و غار ایوب (دهج).غار فراشاه (اسلامیه) نیز جزء غارهای مورد احترام زرتشتیان است که در آن آتش مقدس را محافظت می کردند و به نام "معبد مویدان فیروز" مشهور بود.شیرکوه، هوای گرم و خشک یزد را در نواحی جنوبی با رطوبت خود می آمیزد و آن را ملایم و مطبوع می کند. در جنوب یزد ییلاق های خوش آب و هوای بسیاری وجود دارد که آن ها را در قدیم "قهستان" می نامیدند و امروزه به آن ها "کوهستان" و به گویش یزدی "کوهسون" می گویند. این ییلاق ها به سه بخش "میان کوه" "پشت کوه" و "پیش کوه" تقسی می شوند.ییلاق های میان کوهییلاق های "میان کوه" در شهرستان تفت قرار دارند. "ده بالا"- معروف ترین و خوش آب و هواترین ییلاق یزد- در این منطقه قرار گرفته است. "ده بالا" دارای باغ ها و مزارع خرم و پرطراوت و درختان میوه و چشمه سارهای متعدد است و در کتب تاریخی از آن نه نام "هدش" یاد شده است." طزرجان" روستای ییلاقی دیگری در مجاورت روستای "ده بالا" است که مسجد جامع آن از اهمیت خاصی برخوردار است. دره های سرسبز "منشاد"، "بنادک سادات"، "باقی آباد"، "فخرآباد"، "ثانی آباد" و ... از دیگر ییلاق های مهم این منطقه است. امامزاده شاهزاده علی "بنادک سادات"، مسجد جامع "منشاد" و مقبره پیرشاه حسین "دربید" از جاذبه های دیدنی این ییلاق ها است.منطقه "پشت کوه" – بین "نیر" و "گاریزات"- در جنوب سلسله جبال شیرکوه قرار دارد و از سه طرف محاصره و در میان دره ای از سنگلاخ واقع شده است. بخش دیگر آن جلگه وسیعی است که در آن جایگاه بلند و زیبایی به نام "سنگ عروس" قرار دارد و از آن می توان زیبایی های منطقه "نیر" را بهتر مشاهده کرد.بنادک دیزه، سخوید، شواز، بیداخوید و ... از جمله ییلاق های این منطقه است. |
اگر پرستش غیر خدا مجاز بود علی (ع) رامی پرستیم.
نیایش دکتر:
به خود اجازه نمي دهم كه براي شناخت علي كلمه اي بر زبان برانم و با قدرت عقل شخصيت او و زندگي پرماجرايش را تجزيه و تحليل كنم.
شناخت علي فقط به قدرت عشق ميسر است و فقط عشق اجازه دارد به حريم علي نزديك شود.
من هم فقط به قلب سوخته ي خود اجازه مي دهم كه از علي سخن بگويد
و فقط به حرمت عشق جرأت مي كنم به علي نزديك شوك. اگر شعله ي
عشق او در دلم زبانه نمي كشيد، ابداً به ساحتش جسارت نمي كردم و
نامش به زبان نمي راندم.ولي چه كنم كه سرتاپاي وجودم در آتش عشق او
مي سوزد. هر وقت كه نام او بر زبان مي رانم يا ياد او بر دلم مي افتد، به
خود مي لرزم، اشك از چشمانم فرو مي چكد، آتش دردناك و لذت بخشي وجودم را فرا مي گيرد، در او محو مي شوم، عاشقانه با او راز و نياز مي
كنم، و روحم آشفته وار علي علي مي گويد آخر چگونه مي توان خداي
بزرگ را پرستيد و به علي عاشق نشد؟ چگونه ممكن است به خدا كه
كمال مطلق است چشم دوخت ولي كمال متعالي علي را نديده گرفت؟
عشق به علي جزوي از پرستش خداست.
قلبي حساس دارم كه نوازش نسيم حيات آن را مي لرزاند، زيبايي غروب و
طلوع آفتاب ديوانه اش مي كند، آسمان بلند پرستاره مستش مي نمايد.
مرغ هاي هوا و ماهي هاي دريا جذبش مي كند، كوه هاي بلند، افق بي
پايان و اقيانوس بي كران به ابديتش مي برد.اين احساس مرموز قلبي،
مسحور عظمت و زيبايي عالم خلقت مي شود و مرا در مقابل خالق آن وادار
به سجده مي كند همان احساس نيز تارو پود قلبم را به عشق علي به
لرزه مي اندازد و مرا اين چنين شيفته و شيداي او مي كند.عجب دارم اگر
كساني قلب داشته باشند و زيبايي و عشق و انسانيت در آنها اثر كند،
ولي در مقابل آن همه لطف و كمال و عشق و انسانيت علي شيفته نگردند
مگر ممكن است اين همه لطف و عشق را فقط پديده اي مادي دانست؟
آن احساس مرموز قلبي را كه در وجود انسان ها موج مي زند. چگونه مي
توان با فرمول هاي خشك و بي روح مادي توجيه كرد؟ روح علي در قالب
ماده نمي گنجد و آن همه عشق و كمال نمي تواند از ماده ي سرد و بي جان بتراود.
هر كه را ديده ام، علي را دوست مي دارد و در مقابل عظمت و انسانيت او
تعظيم مي كند. چرا اين قدر علي علي مي گوئيم و دنبال او مي رويم؟ چرا
اين قدر شيفته علي هستيم؟ چرا اين قدر در عشق او مي سوزيم؟ زيرا
همه ي ما مي خواهيم مثل علي باشيم، دوست داريم در عشق و كمال به
درجه ي او برسيم، خوش داريم در شجاعت، در صبر، در علم و تقوا، در
سخنوري، در همة فضايل اخلاقي مثل او باشيم؛ ولي مي دانيم كه حدعلي
مافوق طاقت بشري است و براي ما به هيچ وجه ميسر نيست كه به
حدعلي برسيم. لذا علي تبلور آرزوهاي انسان هاست كه لااقل به صورت
آرزو، عظش دروني و قلبي ما را تسكين مي بخشد.
ما هزار گناه مي كنيم و از كمال بي نهايت بدوريم، ولي هنگامي كه تموج
روح ما بر شهوات و خواسته هاي مادي مسلط مي گردد، يكباره به سراغ
علي مي رويم و تمام احساسات قلبي و آرزوهاي برآورده نشده خود را در او
مجسم مي كنيم و با ذكر علي علي عشق خود را به كمال و حق و
خواسته ي خود را براي مبارزه با جهل و فساد بيان مي كنيم. علي مظهر
كمال و فداكاري و عشق و تمام ارزش هاي عالي انسان است و با ذكر نام
او به خدا نزديك مي شويم و از گناهان استغفار مي كنيم و به سوي كمال
رهسپار مي شويم.
در پهنه ي زمان و مكان اگر بخواهم بگردم، كسي را بيابم كه رابطه ي من و
او عشق باشد، نه فقط الان، نه فقط در يك نقطه، در همه جا و همه وقت
فقط علي را مي يابم كه اين چنين به او عشق بورزم و رابطه ي من و او بر
پاية عشق پاك باشد.
عشقي از تاروپود وجودم، از اعماق روحم، از معراجم، از مرگم، از حياتم،
براي علوّ روحم، براي طيران به آسمان ها، به علي پناه مي برم.
هنگام تنهايي، درد، غم و شكست و مظلوميت به علي نزديك مي شوم و
تشفّي مي كنم. انيس شب هاي تار من هنگام مناجات، همراه من در
كوچه هاي پر پيچ و خم و تاريخ، مددكار من در نبردهاي مرگ و حيات،
آرزوگاه عالي ترين تجليات روح من، براي خليفه الله علي الارض شدن.
انيس تنهايي من، غمخوار من هنگامي كه كوهي از غم مرا مي شمرد،
تسلي بخش قلب مجروحم هنگامي كه در آتش درد مي سوزم، در طوفان
هاي حوادث، در گرداب هاي خطر و نابودي، هنگامي كه كشتي شكسته ي
وجودم بر تخته سنگ هاي كينه و نفرت برخورد مي كند، و باران تهمت و
افترا بر من مي بارد، در تاريكي ظلمت، كه ديگر هيچ اميدي ندارم و همه ي
راه ها كور شده است و دل به نيستي نهاده ام و فقط توكل علي الله قلبم را
روشن كرده است، آن جا علي كشتيبان كشتي شكسته ي وجود من
است.علي ، علي، علي، چه بگويم؟ چگونه بگويم؟ چه طور نام تو را كه بر
قلبم گره خورده است، بر زبان آورم؟
خداي "عقيده" مرا از دست "عقده ام" مصون بدار.
خداي به من قدرت تحمل عقيده "مخالف" ارزانى كن.
خداي رشد علمى و عقلى مرا از فضيلت "تعصب" و "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.
خداي مرا همواره آگاه و هوشيار دار، تا پيش از شناختن "درست " و "كامل" كسى، يا فكرى مثبت يا منفى قضاوت نكنم.
خداي جهل آميخته با خودخواهى و حسد، مرا، رايگان، ابزار قتاله دشمن براى حمله به دوست، نسازد.
خداي شهرت، منى را كه: "مى خواهم باشم"، قربانى منى كه: "مى خواهند باشم" نكند.
خداي مرا از چهار زندان بزرگ انسان: "طبيعت"، "تاريخ"، "جامعه" و
"خويشتن" رها كن، تا آنچنان كه تو اى آفريدگار من، مرا آفريده اى خود
آفريدگار خود باشم، نه كه همچون حيوان خود را با محيط، كه محيط را با خود تطبيق دهم.
خداي مرا از فقر ترجمه و زبونى تقليد نجات بخش، تا قالبهاى بى ارزش را
بشكنم، تا در برابر " قالب ريزى" غرب! بايستم و تا همچون اينها و آنها
ديگران حرف نزنند و من فقط دهانم را تكان دهم.
خداي مرا يارى ده تا جامعه ام را بر 3 پايه "كتاب، ترازو و آهن" استوار كنم، و
دل را از 3 سرچشمه "حقيقت، زيبايى و خير" سيراب سازم. مذهب بى
عوام، ايمان بى ريا، خوبى بى نمود، گستاخى بى حامى، مناعت بى
غرور، عشق بى هوس، تنهايى در انبوه جمعيت، و دوست داشتن بى آنكه
دوست بداند، روزى كن.
خداي به من زيستنى عطا كن كه در لحظه مرگ، بر بى ثمرى لحظه اى كه
براى زيستن گذشته است، حسرت نخورم، و مردنى عطا كن كه بر
بيهودگيش، سوگوار نباشم. بگذار تا آنرا من خود انتخاب كنم اما آنچنان كه تو
دوست ميدارى.
خداي "چگونه زيستن" را تو به من بياموز، "چگونه مردن" را خود خواهم
آموخت.
خداي مى دانم كه اسلام پيامبر تو با "نه" آغاز شد و تشيع دوست تو نيز با
"نه" آغاز شد (نه اى كه على در شوراى عمر در پاسخ عبدالرحمن گفت).
مرا اى فرستنده محمد و اى دوستدار على، به "اسلام آرى" و به "تشيع
آرى" كافر گردان.
خداي "مسئوليت هاى شيعه بودن" را كه على وار بودن و على وار زيستن
و على وار مردن است، و على وار پرستيدن و على وار انديشيدن و على
وار جهاد كردن و على وار كار كردن و على وار سخن گفتن و على وار
سكوت كردن است تا آنجا كه در توان اين بنده ناتوان على است، همواره فرا يادم آر.
به عنوان يك "من على وار": يك روح در چند بعد: خداوند سخن بر منبر،
خداوند پرستش در محراب، خداوند كار در زمين، خداوند پيكار در صحنه،
خداوند وفا در كنار محمد (ص)، خداوند مسئوليت در جامعه، خداوند
پارسايى در زندگى، خداوند دانش در اسلام، خداوند انقلاب در زمان، خداوند
عدل در حكومت، خداوند قلم در نهج البلاغه، خداوند پدرى و انسان پرورى
در خانواده، و... بنده خدا در همه جا و همه وقت.
و به عنوان يك شيعى مسئول، وفادار به مكتب، وحدت و عدالت كه سه
فصل زندگى اوست، و رهايى و برابرى كه مذهب اوست و فدا كردن همه
مصلحتها، در پاى حقيقت كه رفتار اوست.
خداي "اينها" على را تا خدا بالا مى برند، و آنگاه او را در سطح كسى كه از
ترس، به "خلاف شرع" راى مى دهد و با خائن بيعت مى كند پايين مى
آودند! تسبيح گوى ولايت جورند و رجز خوان كه: نعمت ولايت على داريم.
خداي "اخلاص" و "اخلاص" و "اخلاص" خداي در روح من، اختلاف در
"انسانيت" را، با اختلاف در "فكر" و اختلاف در "رابطه"، با هم مياميز، آنچنان
كه نتوانم اين سه اقنوم جدا از هم را، باز شناسم.
خداي مرا بخاطر حسد، كينه و غرض، عملهء آماتور ظلمه مگردان.
خداي خود خواهى را چنان در من بكش، يا چندان بركش، تا خود خواهى
ديگران را احساس نكنم و از آن در رنج نباشم.
خداي مرا، درايمان، "اطاعت مطلق" بخش تا در جهان "عصيان مطلق" باشم.
خداي مرا به ابتذال آرامش و خوشبختى مكشان، اضطراب هاى بزرگ،
غمهاى ارجمند و حيرت هاى عظيم را به روحم عطا كن.
لطفا برای دیدن محتویات هر عنوان بروی "ادامه مطلب" کلیک کنید.
ادامه مطلب
سریزد.روستای دوستی![]()
دنیای عتیقه![]()
روستاي سريزد در نزديكي مهريز در فاصله تقريبي پنج كيلومتري ازاين شهر قرار دارد. اين روستا در كنارمحور يزد- كرمان و در فاصله سي كيلومتري شهر يزد واقع شده است.قدمت تاريخي اين روستا به اعتقاد برخي مورخان به قبل از شهر يزد مي رسد.اين منطقه به عنوان مبدا ورودي شهر يزد شهرت يافته است.ديواره دروازه مانند شهر فرافر به اين امر جلوه بيشتري مي دهد.
اين روستا از امكانات برق، آب لوله كشي، مخابرات، خدمات بهداشتي و درماني و مدارس ابتدايي و راهنمايي برخوردار است. جهت ادامه تحصيل دانش اموزان به شهرستان مهريز مي روند.
ساكنين اندك اين روستا، از راه باغداري،كشاورزي و دامداري امرارمعاش میکنند.
برداشت از سایت سریزد






